تبليغاتX
...باران اگر باشد

آنقدر كه ماهي بي‌آب

كه شب بي‌ماه

 كه ماه بي‌دفترچه ی خاطرات باشد

كوله‌باري ام

تهي از خاطره ای

زمستاني بي‌برف را

تصور کن

....

من كجاي اين ساعت عقربه‌دار ايستاده بودم

كه باران نيامد

من كجاي اين ساعت شماته‌دار ايستاده بودم

كه خورشيد خاموش شد

دلم را زير ماسه‌ها پنهان كردم

اما ديگردریا طوفاني نشد

دريا بي‌ماهي چقدر غمگين است

من شايد شاعر خوبي مي‌شدم

اگر زمستان به قولش عمل مي‌كرد

اگر برف....اگر برف...

اگر برف می بارید

+ نوشته شده توسط جمیله سادات کراماتی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 11:6 |
                

              هفتاد و دو شقايق پرپر

هفتادو دو شقایق تنها ،هفتاد و دو شقایق پر پر

هفتاد و دو پرنده ی زخمی هفتادودوپرنده ی بی سر

صحرا ،سكوت،همهمه و غم، صحرا و گريه هاي دمادم

در خيمه هاي آتش و اندوه، بانوي صبر، صبر مجسم

از دور بوي سيب ميآيد،بوي خوش حبيب مي آيد

سقاي دشتهاي غريبي افتاده و غريب مي آيد

اي ابرهاي معجزه امروز تا كربلاي خسته بياييد

بر لاله هاي قرمز پرپر ،بر غنچه هاي بسته بباريد

زيباترين حماسه ي تاريخ، در دستهاي عاشق عباس

 در دستهاي عاشق عباس پيچيده باز بوي خوش ياس

 

+ نوشته شده توسط جمیله سادات کراماتی در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 15:53 |