چایی دم می کنم
دلم می جوشد
فرض کن همه چیز خوب اتفاق بیفتد
ما روزی از روی قله هایی دور برای هم دست تکان می دهیم
خیال خیابان هم راحت
هیچ عابری از آن عبور نمی کند
من به زودی می روم
این را خوب می دانم
به زودی با شما خداحافظی می کنم
با خیابان
خداحافظی می کنم
با خانه ...
با درخت... با گل... با سبزه...
من...
چمدانم را بسته ام...
+ نوشته شده توسط جمیله سادات کراماتی در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت
12:31 |

