صدایی که گاه...گاه..
وقتی که دورم از تو کمی دور و دورتر...
باید صبور باشم از این پس ...صبورتر...
با چشم های منتظر رو به سمت...اشک
با پلک های خسته به شوق حضور... تر...
«شب های شعر خوانی من پرفروغ نیست»
شب های شعرخوانی من سوت و کورتر...
تقویم را که هی تو ورق می زنی... و من
در لابه لاي خاطره ها بي عبورتر...
کاش این شروع تازه به پایان، نمی... رسد
تو دست های سرد مرا... پرغرورتر...
سهم من از تو چیست؟ صدایی که گاه... گاه...
سهم من از تو چيست؟ صدايي كه دور تر...
+ نوشته شده توسط جمیله سادات کراماتی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت
13:40 |

