من و تو را...
دیوار می کشند میان من و تو را
تاریک می کنند جهان من و تو را
جرم من و تو چیست که شلاق می زنند
بال و پر پرنده ی جان من و تو را
در خود خزیده اند که با حیله هایشان
آجر کنند یک شبه نان من و تو را
بر دار می کشند شبی روی بام شهر
گنجشککان سرخ زبان من و تو را
تو دوست داری ام ولی آهسته تر بگو
بو می کنند باز دهان من و تو را
+ نوشته شده توسط جمیله سادات کراماتی در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت
19:33 |
