آنقدر كه ماهي بيآب
كه شب بيماه
كه ماه بيدفترچه ی خاطرات باشد
كولهباري ام
تهي از خاطره ای
زمستاني بيبرف را
تصور کن
....
من كجاي اين ساعت عقربهدار ايستاده بودم
كه باران نيامد
من كجاي اين ساعت شماتهدار ايستاده بودم
كه خورشيد خاموش شد
دلم را زير ماسهها پنهان كردم
اما ديگردریا طوفاني نشد
دريا بيماهي چقدر غمگين است
من شايد شاعر خوبي ميشدم
اگر زمستان به قولش عمل ميكرد
اگر برف....اگر برف...
اگر برف می بارید
+ نوشته شده توسط جمیله سادات کراماتی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت
11:6 |
